محمدصادق نجمى

118

حمزة سيد الشهدا ( ع ) ( فارسى )

دربارهء عمر بن خطاب : ابن ابىالحديد مىنويسد : « قد اختلف في عمر بن الخطاب هل ثبت يومئذ أم لا ؟ ! أمّا محمّدبن إسحاق والبلاذري فجعلاه مع من ثبت ولم يفرّ . . . » « 1 » يعنى تنها دو نفر از مورّخان ، بلاذرى وابن إسحاق ، معتقدند كه عمر بن خطاب در جنگ أحد فرار نكرد وبقيهء مورّخان أو را جزو فراريان شمرده‌اند . جاى تعجّب است كه ابن ابىالحديد با آن غور ودقّتى كه در حوادث تاريخي وأقوال گذشتگان دارد ، چگونه در اين مورد غفلت كرده واين مطلب را با اين وضوح ناديده گرفته است ! زيرا بر أساس نقل ابن هشام ، ابن إسحاق هم مانند ديگر مورّخان فرار عمر را به صراحت بيان كرده است . ابن هشام از ابن إسحاق نقل مىكند كه : انس بن نضر ، كه از كوه سرازير شد وقصد حمله به مشركين را داشت ، ديد كه عمر بن خطاب به همراه گروهى از مهاجران وأنصار ، سلاح را بر زمين گذاشته ودر گوشه‌اى نشسته‌اند ؛ يعنى از ميدان جنگ فرار كرده‌اند . انس از آنها پرسيد : چرا در اينجا نشسته‌ايد ؟ ! گفتند : چه كنيم كه پيامبر كشته شده است ! انس گفت : پس از پيامبر زندگى به چه درد مىخورد ؟ ! برخيزيد شما هم در راه هدفى كه پيامبرخدا كشته شد ، بميريد . اين بگفت وبه دشمن

--> ( 1 ) . ابن ابىالحديد ، شرح نهج البلاغة ، ج 15 ، ص 20